با وجود آنکه بسیاری از کشورهای پیشرفته با سرعتی چشمگیر در مسیر الکتریکیسازی ناوگان حملونقل خود گام برمیدارند، بازار خودرو در ایران و حتی در برخی دیگر از کشورها همچنان از استقبال گسترده از خودروهای برقی فاصله دارد. این در حالیست که بحرانهای زیستمحیطی، افزایش قیمت سوختهای فسیلی و پیشرفتهای قابلتوجه در فناوری ساخت خودروهای الکتریکی، ضرورت تغییر به سمت وسایل نقلیه پاک را بیش از پیش آشکار کرده است. اما پرسش اساسی اینجاست، چرا تمایل مردم به خرید خودروهای برقی همچنان پایین است؟
چرا مردم تمایل کمی به خرید خودروهای برقی دارند؟

در دههی اخیر، صنعت خودروسازی وارد یکی از بزرگترین تحولات تاریخ خود شده است؛ حرکت از موتورهای درونسوز به سوی فناوریهای پاک و بیصدا. خودروهای برقی (EV)، که نیروی محرکه خود را نه از بنزین و گازوئیل، بلکه از الکتریسیته تأمین میکنند، به نماد پیشرفت و آیندهنگری در حملونقل تبدیل شدهاند. در کشورهای پیشرفته، این تغییر شتابی بالا گرفته و خیابانها هر روز پذیرای خودروهای الکتریکی بیشتری هستند.
با وجود این موج جهانی و بحرانهای زیستمحیطی ناشی از سوختهای فسیلی، واقعیت آن است که در ایران و حتی برخی دیگر از بازارهای نوظهور، استقبال مردم از خودروهای برقی همچنان بسیار محدود است. این در حالیست که جهان با جدیت به دنبال کاهش آلایندهها، افزایش بهرهوری انرژی و جایگزینی خودروهای آلاینده با وسایل نقلیه سبز است. اما چرا بسیاری از مردم، حتی با آگاهی از مزایای محیطزیستی و صرفهجویی سوخت، هنوز خرید خودروی برقی را انتخاب نمیکنند؟
پاسخ این پرسش، صرفاً به «نداشتن اطلاع» یا «عادت به خودروهای بنزینی» محدود نمیشود. موانع مهمی همچون هزینه بالای خرید، محدودیت زیرساخت شارژ، نگرانی از پیمایش با یکبار شارژ، طولانی بودن زمان شارژ، و حتی اثرات زیستمحیطی تولید باتریها، نقش بزرگی در کند شدن این تغییر دارند.
|
دلیل اصلی |
توضیح |
|
قیمت اولیه بالا |
هزینه خرید خودروهای برقی معمولاً بیشتر از خودروهای بنزینی است و خریداران بیشتر روی «هزینه امروز» تمرکز میکنند تا صرفهجویی بلندمدت. |
|
برد پیمایش محدود |
اکثر خودروهای برقی با یک بار شارژ مسافت محدودی طی میکنند که باعث ایجاد اضطراب مسافت (Range Anxiety) میشود. |
|
باتری و طول عمر نامعلوم |
خریداران نمیدانند باتری چه زمانی نیاز به تعویض دارد، ظرفیت واقعی در شرایط مختلف چقدر است و هزینه تعویض چقدر خواهد شد. |
|
کمبود زیرساخت شارژ |
تعداد ایستگاههای شارژ عمومی کم است، عملکرد برخی ایستگاهها پایدار نیست و استانداردها و اپلیکیشنهای مدیریت شارژ ناقص هستند. |
|
خدمات پس از فروش محدود |
تعمیرگاهها و تکنسینهای متخصص کمتر در دسترس هستند و خرابیهای کوچک ممکن است باعث یدککشی و هزینه بالا شود. |
|
تعرفه برق و هزینه شارژ متغیر |
در کشورهایی با تعرفه چندنرخی برق یا یارانه سوخت، صرفهجویی مالی خودروهای برقی کاهش مییابد و نگرانی از افزایش قیمت آینده وجود دارد. |
|
ارزش فروش مجدد پایینتر |
نگرانی از کاهش ظرفیت باتری و هزینههای احتمالی تعمیر باعث میشود خودروهای برقی دستدوم ارزش کمتری داشته باشند. |
|
نگرش و عادتهای ذهنی |
بسیاری از خریداران هنوز به خودروهای بنزینی عادت دارند و فناوری جدید برایشان ریسکدار به نظر میرسد. |
۱. قیمت اولیه بالا؛ مانعی اقتصادی و روانی برای خریداران
گرانی خودروهای برقی تنها به صفرهای روی برچسب قیمت محدود نمیشود؛ این یک مانع روانی عمیق هم دارد. ذهن خریدار، ناخودآگاه، قیمت خودروی برقی را با مدلهای بنزینی همرده مقایسه میکند و معمولاً به این نتیجه میرسد که با همان بودجه، میتواند خودرویی پرقدرتتر، با برند شناختهشدهتر و آپشنهای بیشتر بخرد.
مشکل اینجاست که اغلب مشتریان، بهویژه در کشورهایی با قدرت خرید پایینتر، بیشتر به «هزینه امروز» فکر میکنند تا «صرفهجویی فردا». حتی وقتی میدانند که هزینه برق بهمراتب کمتر از بنزین است و تعمیرات موتور الکتریکی سادهتر و ارزانتر خواهد بود، پای ریسکپذیری در برابر فناوری تازه میلنگد. در نتیجه، قیمت اولیه بالاتر، نهفقط مانعی مالی، بلکه یک قفل ذهنی مهم در مسیر پذیرش خودروهای برقی است.
۲. باتری خودروهای برقی؛ قلب تپنده یا بمب ساعتی؟
برای بسیاری از خریداران، باتری خودروهای برقی همچون یک «جعبه سیاه» است؛ گرانقیمت، ناشناخته و پر از ابهام. آنها دقیقاً نمیدانند چه زمانی عمر آن به پایان میرسد، در گرمای تابستان یا سرمای زمستان چهقدر از ظرفیتش کاسته میشود و حتی چه رفتارهایی، مانند شارژ مکرر یا تخلیه عمیق، عمر آن را کوتاه میکند. این عدم قطعیت، حس ریسکپذیری را به نقطه خطر میرساند.
وضعیت در بازار خودروهای دستدوم حتی پیچیدهتر است. خریدار و فروشنده، هر دو، در برابر یک علامت سوال بزرگ قرار دارند، ظرفیت باقیمانده باتری چقدر است و چه میزان از عمر مفیدش باقی مانده؟
نبود ابزارهای استاندارد و شفاف برای سنجش این موضوع، باعث میشود حتی خودروهای سالم هم با افت شدید ارزش روبهرو شوند.
۳. کمبود زیرساخت؛ فراتر از نبود چند ایستگاه شارژ

وقتی صحبت از کمبود زیرساخت برای خودروهای برقی میشود، تنها منظور نبود چند جایگاه شارژ یا پریز برق نیست. مشکل بسیار عمیقتر است. بسیاری از پارکینگهای عمومی و حتی خصوصی هنوز از نظر توان شبکه برق، سیستم مدیریت انرژی و تجهیزات ایمن برای شارژ خودرو آماده نیستند.
نبود استاندارد ملی برای شارژرها، عدم وجود اپلیکیشنهای جامع برای مدیریت و رزرو ایستگاهها، کمبود تکنسینهای متخصص جهت نصب شارژر در خانهها و ناسازگاری سیستمهای شارژ سریع با مدلهای مختلف خودروها، همگی باعث میشوند خریدار احساس کند که ورود به این حوزه، هنوز پرریسک است.
از سوی دیگر، خودروهای بنزینی به دلیل دسترسی گسترده به جایگاههای سوخت، هیچگاه چنین دغدغهای ندارند. اما برای خودروهای برقی، حتی در کلانشهرهایی مانند تهران، پیدا کردن مکان مناسب برای شارژ هنوز چالش بزرگی است.
در مواردی هم که ایستگاه وجود دارد، عملکرد آنها پایدار و قابل اعتماد نیست. این وضعیت حس سرگردانی و تردید را در خریداران تقویت کرده و آنها را به این نتیجه میرساند که شاید هنوز برای چنین سرمایهگذاریای زود باشد.
بیشتر بخوانید: ایستگاههای شارژ خودروهای برقی در ایران به تفکیک هر شهر
۴. خدمات پس از فروش؛ حلقه گمشده اعتماد به خودروهای برقی
در هر صنعت خودرویی، خدمات پس از فروش فقط تعمیر یک خودرو نیست؛ بلکه تضمینی است برای آرامشخاطر مشتری. مالکان خودروهای بنزینی میدانند که در هر نقطه از کشور، چه شهر کوچک باشد و چه بزرگ، تعمیرکارانی هستند که مشکلشان را برطرف کنند. اما برای مالکان خودروهای برقی، حتی خرابی کوچک در سیستم شارژ میتواند به معنای یدککشی خودرو، روزها یا هفتهها انتظار و مواجه شدن با هزینههای بالا باشد.
اگر بهدنبال خودروی برقی هستید اما نمیخواهید در برابر مشکلات احتمالی تنها بمانید، انتخاب از مجموعههایی مثل خسروانی میتواند آرامش خاطر بیشتری به همراه داشته باشد. خسروانی، بهعنوان همکار رسمی نمایندگی خودروهای برقی نبکا (ارائهدهنده مدلهای اسکایول و BYD، یکی از بزرگترین رقبای تسلا در جهان)، سالهاست در حوزه عرضه، پشتیبانی و گارانتی محصولات برقی فعالیت میکند.
۵. تعرفههای برق و دغدغه هزینه؛ آیا صرفهجویی واقعیست یا فقط توهم؟
یکی از اصلیترین دلایل گرایش به خودروهای برقی، کاهش هزینههای سوخت است. اما در کشورهایی که تعرفه برق چند نرخی است یا دولت یارانه قابل توجهی به بنزین میدهد، این مزیت تا حد زیادی بیاثر میشود.
برای نمونه، اگر شارژ خودرو در ساعات اوج مصرف انجام شود، هزینه برق میتواند حتی بیشتر از هزینه سوخت یک خودروی بنزینی باشد. علاوه بر این، نگرانی درباره افزایش احتمالی تعرفه برق در آینده نیز ذهن خریداران را مشغول میکند. به همین دلیل، به جای آنکه بر «مزیت ارزان بودن امروز» تمرکز کنند، بیشتر به «هزینههای احتمالی فردا» فکر میکنند و ریسک ورود به فناوری جدید را بالا میبینند.
بیشتر بخوانید: تفاوت خودروی برقی با بنزینی
خرید خودروی برقی در ایران منطقی است؟

برای پاسخ به این پرسش باید کمی واقعبین باشیم؛ نه بخواهیم صرفاً با شعارهای «دوستدار محیط زیست» تصمیم بگیریم و نه گرفتار نگاه بدبینانه صد درصدی شویم. با توجه به وضعیت امروز ایران، خرید خودروی برقی را میتوان از سه زاویه بررسی کرد:
۱. اقتصادی
- مزایا: هزینه سرویسهای دورهای معمولاً کمتر از موتور بنزینی است.
- معایب: قیمت اولیه بالاست. افت ارزش در بازار دستدوم بیشتر از خودروهای بنزینی است؛ تعرفه برق میتواند در آینده افزایش پیدا کند.
۲. زیرساخت و پشتیبانی
- مزایا: در برخی نقاط خاص (بهویژه شمال تهران و تعدادی مراکز خرید یا پارکینگهای مدرن) ایستگاه شارژ محدود وجود دارد.
- معایب: کمبود گسترده ایستگاه شارژ، خرابی مکرر یا ناسازگاری شارژرها، نبود شبکه خدمات پس از فروش و قطعات یدکی، نبود استاندارد ملی شارژ.
۳. زیستمحیطی و آیندهنگری
- مزایا: کاهش مستقیم آلایندگی هوا در محل استفاده، تجربه رانندگی بیصدا و نرم، هماهنگی با روند جهانی حملونقل پاک.
- معایب: تولید باتری همچنان اثرات زیستمحیطی دارد؛ در ایران بخش بزرگی از برق از نیروگاههای فسیلی تأمین میشود، بنابراین صفر آلایندگی واقعی نیست.
اگر امروز در ایران دنبال خودرویی برای استفاده روزمره، سفرهای طولانی و اطمینان از تامین سوخت بدون دردسر هستید، خودروی برقی هنوز گزینهای پرریسک محسوب میشود. مگر آنکه:
- به شارژر خانگی اختصاصی دسترسی داشته باشید،
- استفادهتان بیشتر شهری و کوتاهمسافت باشد،
- و از نظر مالی نگرانی چندانی برای هزینه اولیه و افت ارزش نداشته باشید.
جمعبندی، چرا تمایل مردم ایران به خرید خودروی برقی پایین است؟
در نگاه اول، خودروی برقی ترکیبی از آیندهنگری، صرفهجویی و احترام به محیط زیست به نظر میرسد. اما وقتی پای واقعیتهای بازار ایران وسط میآید، مجموعهای از عوامل اقتصادی، زیرساختی و روانی، این تصویر رویایی را کمرنگ میکند.
از یک سو، قیمت اولیه بالا، نبود تسهیلات و افت ارزش شدید در بازار دستدوم، خریدار را از همان گام اول دچار تردید میکند. از سوی دیگر، کمبود گسترده زیرساخت شارژ، نبود استاندارد ملی و خدمات پس از فروش پراکنده، حس «ناامنی محصول» را به ذهن مصرفکننده تزریق میکند.
حتی مزیتی که بیش از همه در تبلیغات دیده میشود، هزینه انرژی پایینتر نسبت به بنزین، در عمل با تعرفههای متغیر برق و احتمال گرانی آینده، به یک صرفهجویی شکننده تبدیل میشود. به اینها اضافه کنید نگرانیها درباره باتری؛ جعبه سیاهی که هزینه تعویضش میتواند معادل نصف قیمت خودرو باشد و بازار دستدوم را برای EV پر از ریسک کند.
در نهایت، این موانع باعث شده خریداران ایرانی، جز معدود گروههای خاص با شرایط ویژه، ترجیح بدهند تا روشنتر شدن مسیر، صبر کنند. تا وقتی که زیرساخت کاملتر، مشوقهای مالی واقعی، خدمات پشتیبانی گسترده و ثبات در سیاستگذاری ایجاد نشود، خودروهای برقی در ایران بیشتر یک انتخاب خاص و محدود باقی خواهند ماند تا یک ترند عمومی.
سوالات متداول
۱. آیا قیمت خودروی برقی در ایران واقعاً بالاتر از نمونه بنزینی است؟
بله. به دلیل هزینه بالای واردات، تعرفهها و فناوری گرانقیمت باتری، قیمت اولیه یک خودروی برقی وارداتی چند برابر مدل بنزینی همرده است.
۲. بزرگترین مانع استفاده از خودروهای برقی در ایران چیست؟
کمبود زیرساخت شارژ و نبود استاندارد واحد برای شارژرها، همراه با شبکه خدمات پس از فروش محدود، اصلیترین موانع هستند.
۳. صرفهجویی در هزینه سوخت با خودروی برقی در ایران واقعی است؟
فعلاً وابسته به شرایط است. شارژ در خانه و ساعات کمباری شبکه ممکن است ارزانتر باشد، اما تعرفههای متغیر برق و احتمال گرانی آینده میتواند این مزیت را کاهش یا حتی از بین ببرد.









